kadonamadi.blogfa.com

کانال تلگرام : ayda_artgallery@

اینستاگرام : ayda_artgallery




[ موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 8 / 7 / 1395 | 0:54 | نویسنده : ژاله |

جمعه با اینکه باد سردی میومد با اصرار بابا رفتیم پارک ملت.هوا اونقدر تمیز بود که باورمون نمی شد . بعد از هفته ها هوای آلوده همه از دیدن آسمون آبی خوشحال بودن .

تو پارک هم خیلی شلوغ بود و برگهای پاییزی همه جا رو طلایی کرده بودن.

آیدا جونم با دیدن برگها کلی ذوق کردی و برگها رو با دستای کوچیکت جمع می کردی و مثل فواره می ریختی رو سرت.




[ موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 16 / 9 / 1394 | 0:40 | نویسنده : ژاله |

فرشته من چهار سال پیش  چهارم آذر تو یه صبح برفی زمینی شدی . چقدر زود گذشت باورم نمیشه چهار ساله دختر عزیزمی و لحظه لحظه با تو بودن رو عاشقانه دوست دارم.

عزیزترینم با تمام وجود دوستت دارم و آرزو می کنم انسان آگاه و مهربونی باشی و به هرچی که دوست داری برسی .


 




[ موضوع : ]
تاريخ : جمعه 13 / 9 / 1394 | 19:01 | نویسنده : ژاله |

17 آبان اولین تولد پسرخاله بهراد بود . تم تولد مینیون بود که خاله مریم خیلی براش زحمت کشید.

شما هم که به محض ورود کیک مشغول انگشت زدن به کیک شدی و هیج جوری نمی شد از کیک دورت کرد. دلخور

دختر دایی هانا هم کلی برای کیک ذوق کرد.

تولد بهراد گلم مبارک باشه ایشالا 120 سال زیر سایه پدر و مادر شاد و سلامت زندگی کنیمحبت

 




[ موضوع : ]
تاريخ : جمعه 13 / 9 / 1394 | 18:46 | نویسنده : ژاله |

دیروز با بابایی رفتیم پارک ملت .ساعت 4 راه افتادیم. پارک مثل همیشه شلوغ بود هوا هم بسیار عالی.

عاشق برگهای پاییزیم که روی چمهای سبز ریخته. آیدا جونم تا رسیدیم به جای همیشگیمون مشغول توپ بازی شدی و کلی کیف کردی. من و بابا هم از هوای خوب و منظره عالی لذت بردیم .

اونقدر بازی کردی که تا سوار ماشین شدیم خوابیدی .




[ موضوع : ]
تاريخ : شنبه 11 / 7 / 1394 | 13:55 | نویسنده : ژاله |

پنج شنبه نامزدی دختر عمه فرانک بود . بر خلاف همیشه به موقع رسیدیم و مشغول بازی تو حیاط شدی. بعدشم همش وسط مشغول رقص . منم وسط جمعیت دنبالت بودم که یه موقع زیر پا نمونی . خلاصه بساطی بود همش از دستم فرار می کردی می رقصیدی. بر عکس بقیه عروسیا که از جمعیت فرار می کردی اونجا همش می خواستی بین جمعیت باشی.

فرانک جون خیلی خوشگل شده بود همه چیز عالی بود از همه مهمتر این بود که بهت خیلی خوش گذشت.

شامتم خیلی خوب خوردی و تا رسیدیم خونه خوابیدی.




[ موضوع : ]
تاريخ : شنبه 11 / 7 / 1394 | 13:41 | نویسنده : ژاله |

چهارشنبه برای اولین بار با بابا بردیمت نمایش . اسم نمایش گروفالو بود درباره یه موش کوچولو که با تخیلش مشکلاتشو حل می کنه . قبلش با یه پسر کوچولو به اسم رادمان تو پارک لاله بازی کردی . با اینکه نمایش طولانی بود و به نظرم بعضی جاهاش برای سن شما مناسب نبود ولی تجربه خوبی بود و خوشت اومده بود .


 




[ موضوع : ]
تاريخ : شنبه 31 / 5 / 1394 | 17:53 | نویسنده : ژاله |

سلام به دوستای گلم

یکشنبه به سمت قزوین راه افتادیم و نهار رو تو رستوران نمونه خوردیم بعدش به سمت ماسوله رفتیم.

من که تا حالا ماسوله نرفته بودم کلی ذوق کردم منظره خونه های روستایی با گلدونای شمعدونی که خیلی دوستشون دارم عالی بود. یه خونه اجاره کردیم و شب موندیم .

فرداش عکس با لباس محلی گرفتیم و رفتیم سمت لاهیجان.لاهیجان شهر قشنگیه از آرامش و نظمش خیلی خوشم اومد. هتل جهانگردی اتاق گرفتیم و بعد از کمی استراحت رفتیم تله کابین و بام سبز آیدا جونم کلی خوشش اومده بود مخصوصا از زمین بازیش .

یه دریاچه وسط شهره که خیلی خوشگله دورش قدم زدیم و بعدش یکی از دوستی گلم مهسا جون که ساکن لاهیجانه رو دیدیم و با خانوادش رفتیم برای شام.

سه شنبه رفتیم رامسر کنار دریا آیدا جونم کلی شن بازی کرد و به سمت تهران راه افتادیم.مسافرت خوبی بود خیلی خوش گذشت.

 




[ موضوع : ]
تاريخ : شنبه 10 / 5 / 1394 | 12:07 | نویسنده : ژاله |

این روزا که هوا خیلی خوبه گردش تو پارک تفریح خیلی خوبیه مخصوصا که آیدا جونم عاشق بازی تو پارکه.

چند روز پیش رفتیم پارک گفتگو پارک پر از گل داوودی و لاله بود و گربه . شما هم که عاشق گربه کلی کیف کردی و دنبالشون می کردی.

دیروز هم رفتیم عیادت بابابزرگ تو بیمارستان مهر . آخه بابابزرگ راحت نمی تونست نفس بکشه دکترا گفتن ریش آب آورده باید چند روزی بستری باشه انشالا هر چه زودتر حالش خوب شه و برگرده پیش مامان بزرگ.

بعدش رفتیم پارک لاله کلی تو زمین بازی سرسره بازی کردی و با یه پسر کوچولو توپ بازی کردی.

تو راه برگشت هم از خستگی بیهوش شدی.

پارک کودک

پارک گفتگو

پارک لاله




[ موضوع : ]
تاريخ : شنبه 22 / 1 / 1394 | 13:48 | نویسنده : ژاله |

سال جدید هم با همه دوندگیها برای شروعش اومد . آیدا جونم موقع خونه تکونی کیف می کردی چون همه چیز بهم ریخته بود و کلی چیزای جدید برای بازی پیدا می کردی.

طبق معمول خونه تکونی چند روز قبل از تحویل سال تموم شد و برای خرید سبزه وگل با هم بیرون رفتیم.

از دیدن اون همه ماهی قرمز کیف می کردی چون ماهی قرمزمون از سال قبل مونده بود ماهی نخریدیم.

آیدا جونم امیدوارم امسال سال خیلی خوبی باشه پر از خنده های قشنگت امیدوارم کلی چیزای جدید یاد بگیری و چند تا دوست فسقلی پیدا کنی.

عزیزترینم عیدت مبارک.


 




[ موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 11 / 1 / 1394 | 11:19 | نویسنده : ژاله |

عزیزترینم امروز تولد 3 سالگیته.  3 سال از زمینی شدن یه فرشته کوچولو می گذره.

روز بدنیا اومدنت برف میومد امروز هم بارون اومد ، مثل وجود پر برکتت که عشق رو به خونه ما آورد.

گل من برات آرزوی بهترینها رو دارم دوست دارم یه دختر مهربون و عاقل بشی و زندگیت سرشار از عشق و سلامتی باشه. روزی که مادر شدم دنیام عوض شد ،  همه هستی من شدی همیشه قلبم برات می تپه حتی اگر ازم دور باشی.

دوستت دارم نازنیممحبت

 

اینم هدیه مامان و بابا برای تولد 3 سالگی آیدا گلم




[ موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 4 / 9 / 1393 | 22:32 | نویسنده : ژاله |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 8 صفحه بعد